بازی تاج و تخت: شاید اژدها باهوش ترین شخصیت این سریال باشد

این مقاله حاوی مطالب اسپویل در مورد قسمت آخر سریال بازی تاج و تخت است که روز یکشنبه پخش شد.

چه بخواهید چه نخواهید سریال بازی تاج و تخت به سنت “غیر قابل پیش بینی بودن” خود در طول هشت سال ادامه داد و در پایان فصل آخر حکمرانی وستروس را به برنمعلول داد. ولی در اینجا دیگر خبری از تخت آهنین (Iron Throne) نبود. چون اژدها تصمیم گرفت پس از کشته شدن دنریس بدست جان اسنو و یافتن جسد بی جان او این تخت سلطنتی را به آتش بکشد.

ولی در سریالی که جان هیچ نمی دانست و همه کار کرد و برن مه همه چیز می دانست و هیچ کاری نکرد، و ده ها تصمیم احمقانه ای که توسط شخصیت های اصلی دیگر گرفته شد و هفت پادشاهی را به مرز هرج و مرج و فروپاشی کشاند، اینطور به نظر می رسد که تصمیم اژدها و آنچه این موجود پس از نابودکردن تخت شاهی انجام داد، او را به عنوان هوشمندترین شخصیت این سریال معرفی کرده است.
در این باید اشاره کنیم که این اژدها از چیزی مطلع بود که دیگر شخصیت ها به آن توجهی نکرده بودند. اینکه این مسند آهنین نماد شهوت، طمع و فساد بود که همه این موارد باعث تکه تکه شدن وستروس شد و بارها آن را تا مرز نابودی کشاند. حتی مادر اژدهایان هم در این بین بصیرت خود را از دست داد و با توهم نجات قلمرو طعمه طبیعت مصنوعی و فریبنده رهبری شد. او به رهبری به چشم یک فلسفه نگاه نکرد بلکه آن را مانند یه هدف می دید و چیزی برای کسب کردن. چیزی که از هزاران شمشیر به جا مانده از دشمنان نیاکانش ساخته شده بود. در نهایت اژدها با آگاهی از پوچی تکیه زدن بر این مسند و اینکه این هدف موجب نابودی خانواده خود او شده بود، به این چرخه باطل پایان داد.
البته این نبود بصیرت و دوراندیشی مختص دنریس نبود. بلکه شخصیت هایی مانند تیریون (Tyrion) و دیگران نیز دید که سعی داشتند تا با به نمایش گذاشتن صورتی از دموکراسی به آن جلوه ای مشروع ببخشند، و در لحظه انتخاب شورایی پادشاه به پیشنهاد سم تایلر (Sam Tyler) خندیدند. آنها این تخت شاهی را به چشم پلیدی محض نمی دیدند. ولی دقیقاً در زمانی که همه فکر می کردند این اژدها چیزی نیست جز یک موجود با نفسی آتشین، او ثابت کرد که قهرمان واقعی این داستان طولانی و پر فراز و نشیب او بوده. چون او بود که صلاح شش پادشاهی را تشخیص داد. پایان تخت پادشاهی می توانست به معنی شروعی دوباره باشد و تنظیم نقشه ای نو از قلمرو برای آینده ای بهتر.
بسیاری از مخاطبان اینطور تصور کردند که اژدها تصمیم دارد تا جان اسنو را به خاکستر تبدیل کند، ولی او بخاطر داشت که این تخت شاهی بود که مادر او را به جنون کشاند. او که ظاهراً ارتباط ذهنی با مادرش داشت به یاد می آورد که خود در نابودی کینگر لندینگ (King’s Landing) آلت دست مادرش شد و هزاران زن و کودک بی گناه را به کام مرگ فرستاد. پس می توان اینطور نتیجه گرفت که اژدها در نهایت مفهوم پیامی را که جان اسنو قصد داشت به دنریس بفهماند، متوجه شد. این عمل نقطه ای است که در آن نهایتاً متوجه می شویم که اژدها به بلوغ رسیده است و به نتیجه اعمالی که انجام شده پی برده است. چون این اژدها در مسیر جنگ های تاج و تخت همراه دنریس نبود و در جریان آن متوجه شده بود که این تخت شاهی چیزی جز منشأ تباهی و فساد روح نیست.
مطمئناً این عمل او بیانگر جوش و خروش و خشم اوست و اندوه بی پایان او بخاطر از دست دادن مادر و دیگر همنوعان خود بود و اینکه جان اسنو را بخاطر احساس وجود ارتباطش با ایگن تارگرین (Aegon Targaryen) از بین نبرد. ولی این باعث نمی شود نقش او را کمرنگ تر از آنچه بود ببینیم. این جنگ که در کینگزلندینگ اتفاق افتاد تنها به بهای از دست رفتن دنی تمام نشد، بلکه او برادران خود را نیز از دست داد. حتماً بخاطر دارید که ایورون (Euron) ریگال (Rhaegal) را با نیزه کشت و ویسریون (Viserion) بدست پادشاه شب به یک زامبی تبدیل شد. او هم به اندازه کافی در این جریان متحمل رنج شده بود. می توان این عمل اژدها را یک سمبولیسم ادبی دانست که تمرکز را بر آتش اژدها قرار داده بود تا بازگشت کارمای جور و ستم به منشأ آن را نشان دهد که در هشت سال گذشته موجب بروز اعمال شنیعی در قلمرو شد. اژدها خشم خود را بر تخت شاهی فرود آورد و کاری را انجام داد که دنی نتوانسته بود انجام دهد-رها کردن!
دسته بندی: اخبار
امتیاز کاربران:
5 (100%) 1 vote