۱۵ مرگ به یادماندنی ابرقهرمانان در تاریخ دنیای کمیک

یکی از مواردی که در دهه های گذشته در دنیای کمیک ها تغییر کرده، این واقعیت است که مرگ ابرقهرمانان دیگر به عنوان حادثه ای دردناک و نادر تلقی نمی شود. برعکس امروزه این مسئله به امری عادی در روند داستان ها تبدیل شده است. هر دو شرکت معروف مقاله هایی در مورد تعداد دفعات مرگ ابرقهرمان ها منتشر کرده اند.
نتیجه منطقی این است که هرچه این دفعات بیشتر اتفاق بیفتد از میزان برجستگی و تأثیرگذاری آن کاسته خواهد شد. مخصوصاً وقتی می بینیم که تعداد زیادی از این مرگ ها مربوط می شوند به واریانت هایی که اصلاً معلوم نیست از کجا آنده اند و به ابرقهرمان حتی اجازه داده نمی شود هنگام نجات انسانی جان خود را از دست بدهد. مثلاً Goliath در سری کمیک های جنگ های داخلی یا Blue Beetle در “شمارش معکوس برای بحران بینهایت”. با این وجود در دهه های گذشته تعدادی از ابرقهرمانان حین مأموریت نجات بخش و به شکلی قهرمانانه جان خود را از دست داده اند و مرگ آنها به عنوان لحظه ای حماسی ثبت شده است. در این مقاله به بررسی ۱۵ مورد از این مگ ها خواهیم پرداخت که بیشترین تأثیر را بر مخاطبان خود به جا گذاشته اند.

 

۱۵ GREEN ARROW

قبل از اینکه کمیک Green Arrow به شماره ۱۰۰ خود برسد، چاک دیکسون (Chuck Dixon) پسر الیور کویین (Commor Hawk) را وارد سری کمیک های ارو کرده بود و نقشی برجسته و طرح داستانی مجزا هم به او اختصاص داده بود. این در دوره ای اتفاق افتاد که فرزندان ابرقهرمان ها به دنیای پدران خود وارد می شدند. به همین دلیل مخاطبان انتظار جایگزین شدن الیورکویین در شماره ۱۰۰ را داشتند. مخصوصاً زمانی که مشخص شده بود امکان اینکه سوپرمن مسئول از بین رفتن یکی از دستان الیور باشد، وجود دارد. و اینکه در “بازگشت شوالیه تاریکی” فرانک میلر الیور کویین یکدست به بتمن کمک می کرد تا بر سوپرمن پیروز شود.
ولی دیکسون دقیقاً در زمانی که انتظارش نمی رفت حرکتی عکس روند متعارف انجام داد. الیور کویین درگیر ماجرایی با یک گروه اکوتروریستی شده بود و قصد داشت تا با نفوذ در بین آنها، گروه را از درون متلاشی کند. ولی در عوض وقتی به خود آمد در هواپیمایی بود که به سمت متروپلیس پرواز می کرد و یکی از دستانش به یک بمب متصل بود. اگر اقدامی نمی کرد هواپیما در متروپلیس سقوط می کرد و بمب منفجر می شد. اگر دست خود را آزاد می کرد، بمب منفجر می شد. سوپرمن پیشنهاد کرد که با استفاده از اشعه حرارتی دستش را قطع کند و اتصال دستش به بمب به همان صورت بماند ولی الیور کویین تصمیم گرفت تا برای نجات مردم شهر خود را قربانی کند و بمب را زودتر منفجر کند. این مرگ الیور کویین در بین مرگ های قهرمانانه در رده پایین تری قرار می گیرد چون همانطور که گفته شد. امکان زنده ماندن الیور کویین وجود داشت و داستان می توانست به گونه ای دیگر به پایان برسد.

 

۱۴ Ezekiel

وقتی ازکیل سیمز (Ezekiel Sims) برای اولین بار با پیتر پارکر تماس گرفت و اعلام کرد که از هویت سری او و منشأ قدرت او خبر دارد، زندگی مرد عنکبوتی زیرورو شد. طبق گفته های ازکیل عنکبوت رادیواکتیوی که پیتر را نیش زده بود و باعث بروز قدرت های مرد عنکبوتی شده بود، تنها به دلیل تشعشعات رادیو اکتیو نبوده و عنکبوتی که خود دارای قدرت های خاص بوده با نیش زدن پارکز آنها را به مرد عنکبوتی منتقل کرده بود. ازکیل در مورد بازگشت مورلان (Morlun) به مردعنکبوتی هشدار داد. مورلان کسی بود که از افرادی مانند مرد عنکبوتی و ازکیل تقضیه می کرد.
مردعنکبوتی توانست مورلان را شکست دهد ولی موجود دیگری پیدا شد که افرادی مثل پیترپارکر و ازکیل را شکار می کرد و نامش شاترا (Shathra) بود. ازکیل ابتدا سعی کرد تا پیتر را قربانی شاترا کند ولی بعد متوجه شد که پیتر زندگی قهرمانانه ای داشته که ازکیل از آن بی بهره بوده و موجب مرگ او شدن کاری نادرست خواهد بود. برای کسی که همواره از پذیرفتن مسئولیت امور قهرمانانه شانه خالی می کرد، این ایثاری بزرگ محسوب می شد. این کار او بواسطه تصمیم اولیه او مبنی بر قربانی کردن پیتر کمی از ارزش نهایی آن اقدام می کاهد، ولی هنوز تأثیرگذار است.

 

۱۳ Manhunter

در دهه ۱۹۴۰ وقتی جو سیمون (Joe Simon) و جک کربی (Jack Kirby) تایملی کامیک را ترک کردند و وارد کمپانی دی سی شدند، روح جدیدی به این کمپانی دمیده شد و گروهی از شخصیت های جدید خلق شدند که Manhunter یکی از آنها بود. گفتنی است که دلیل اصلی جدا شدن این دو از تایملی کامیک اختلاف نظر آنها در مورد خلق کاپیتان آمریکا بود. آنها سری منهانتر را آغاز کردند و بعد از چند شماره این حرکت عقیم ماند. دلیل آن همرزمان شدن این سری با دوران پایان جنگ جهانی بود.۳۰ سال بعد آرچی گودوین (Archie Goodwin) والتر سیمنسون (Walter Simonson) در سری ۱۹۷۳ در صفحات کمیک Detective Comics بار دیگر این شخصیت را احیاء کردند.
کرک در یک مسافرت شکار کشته شد ولی بعداً توسط یک گروه اسرارآمیز بنام Council به زندگی بازگشت. بعداً مشخص می شود که این گروه سری از منهانتر کامل، کرک نسخه های بسیاری را تکثیر کرده و گروهی از آدمکش های حرفه ای پرورش داده اند. کرک نمی توانست تصور کند که از بدن آن برای مقاصدی اینچنینی استفاده شود، به همین دلیل زندگی خود را وقف فروپاشی Council کرد و با گروهی از افراد همفکر در این زمینه همکاری کرد. در سرانجام در شماره ۴۴۳ دیتکتیو کامیکس (با همکاری با بتمن) منهانتر تصمیم گرفت تا با انفجار مقر اصلی Council به توطئه های آنها خاتمه دهد. در نهایت منهانتر در این جریان کشته شد.

 

۱۲ Forager

در کمیک ادیسه کهکشانی که به همت جیم استارلین (Jim Starlin)، مایک میگنولا (Mike Mignola)، کارلوس گارزون (Carlos Garzon) به چاپ رسید، گروه هایی از “معدله ضدزندگی” (Anti-Life Equation) در تلاش بودند تا چهار سیاره خاص را از بین ببرند. اگر دو سیاره از این چهار سیاره منهدم می شد، کل کهکشان در خود نابود می شد. بسیار خوب. با این وجود خدایان جدید تصمیم گرفتند که با گماشتن حداقل تعداد ابرقهرمان برای هر سیاره این موضوع را حل کنند و رأی به این صورت بود که تنها دو ابرقهرمان باید از هر سیاره نگهبانی کند!
این کافی نبود. بعها مشخص شد که برای محافظت از کره زمین تنها دو شخصیت بتمن و شخصیتی حشره گونه بنام فرجر (Forager ) در نظر گرفته شده اند. نژاد حشره سان فرجر گروهی از مخلوقات بودند که خدایان جدید همواره نظری تحقرآمیز در مورد آنها داشته اند. اوریون (Orion) از جمله خدایانی بود که جتی از انتخاب فریجر برای این مأموریت ابراز انزجار کرد. یکی دیگر از سیاره ها منفجر شده بود و اگر بتمن و فریجر در نجات کره زمین شکست می خودند، نه تنها کره زمین بلکه کل کهکشان نابود می شد!
وقتی یکی از عوامل مهاجم بنام Aspect با بمبی به زمین آمد تا مأموریت شوم خود را به اجرا بگذارد، فریجر موفق شد به موقع وارد عمل شود و بمب را خنثی کند. او می دانست که نابود کردن این بمب به بهای زندگی اش تمام خواهد شد. پس از انهدام بمب ابرقهرمانان وارد شدند و اوریون حتی در آن لحظه هم نسبت به فریجر نظر تحقیرآمیز داشت. ولی بتمن در برابر اوریون ایستاد و از عمل افتخارآمیز فریجر در نجات کهکشان دفاع کرد.

 

۱۱ Ferro Lad 

وقتی جیم شوتر مسئولیت نگارش کمیک های “لژیون ابرقهرمان ها” را برعهده گرفت که بخشی از وقایع دنیای Adventure Comics در دهه ۱۹۶۰ بود، تصمیم گرفت تا اقداماتی انجام دهد که این سری از کمیک ها از حالت کمیک های عادی دی سی فاصله بگیرد و به سمت کمیک مارول تر میل کند که در آن زمان از مقبولیت بسیار زیادی برخوردار بودند. یکی از راه حل های شوتر برای متمایز کردن این کمیک ها کشته شدن یکی از شخصیت ها در جریان انجام مأموریت بود. این تصمیم زمانی به ذهن او رسید که یکی از ادیتورها تصمیم به کمرنگ کردن نقش یکی از شخصیت ها گرفت. در آن لحظه بود که شوتر تصمیم گرفت این شخصیت باید در جریان داستان کشته شود.
در ادونچر کمیک شماره ۳۵۲ و ۳۵۳ (به قلم کرت سوان و جورج کلین) کره زمین از طرف ان ایتر (Sun-Eater) مورد تهدید قرار گرفت. لژیون ابرقهرمان ها باید از ۵ شرور گروه Fatal Five برای مقابله با این تهدید استفاده می کرد. فیتال فایو اقتباسی موفق از فیلم “این گروه خشن” بود که در آن سالها از محبوبیت بسیاری برخوردار بود. در نهایت همه آنها شکست خوردند. در این اثنا نوبت به کسی رسید که باید بمبی را به درون سان ایتر منتقل می کرد. سوپربوی معمولاً گزینه ای مناسب در موارد مشابه بود. ولی نیروهای سان ایتر برای ابرقهرمانی که از انرژی خورشیدی قدرت می گیرد، مرگبار بود. پس فرولد قدم به پیش گذاشت و به جای سوپربوی جان خود را فدای نجات کره زمین کرد.

دسته بندی: مقالات کمیک
امتیاز کاربران:
Rate this post